Entry: در هياهوي صامت Monday, December 13, 2004



به خاطر دارم صداي دل نوازت را
حس مي‌كنم دستان گرم و همراهت را
 مي‌جويم ثانيه‌هاي خالي انديشيدن به تكه‌هاي الفاظ شيرينت را
و هراسان ورق مي‌زنم لحظه‌هاي بي‌تو بودن را 
در پي‌ات مي‌مانم
تنها نمي‌دانم چشمهايم را ببندم يا كه بيدار؟
كه بيم از گم كردنت در رؤيا و بيدارم اظطرابم را صد چندان مي‌كند
اما مي‌دانم كه مي‌مانم برايت 


 


 

 

   3 comments

violet
December 13, 2004   04:50 PM PST
 
هرکس ذره ای گذشته در خور توجه داشته باشه به این نوشته های تو میرسه و با گوشت و پوستش درک میکنه
سورئالیست
December 13, 2004   12:11 PM PST
 
تو برالی او ممکن است بمانی..ام تضمیمنی برای ماندن او نیست...
کرم دندون
December 13, 2004   11:50 AM PST
 
سلام...آدرس وبلاگ من عوض شد...اگه میشه درستش کنید

Leave a Comment:

Name


Homepage (optional)


Comments