Entry: خام خيال Saturday, December 04, 2004



چه غريبانه
دستهايم  در هوا
به انتظار مشتي محبت و عشق
بي حساب
بي دريغ
و چه دردناك است
سيلي روزگار
اما من
با همان خيال خام
دستهايم را رو به آسمان نگه مي‌دارم
بي‌ترديد
با اميد


 


 

 

   11 comments

تلخون
December 10, 2004   06:34 PM PST
 
و مي دانم ،‌و مي دانم كه باران خواهد باريد و بر خاطره هاي ديروزم ...
ذهن سيال
December 10, 2004   01:58 PM PST
 
با اميد نيروي خود آدم چند برابر مي‌شه...
shelman
December 10, 2004   01:13 PM PST
 
با امید...حسودی ام شد
پیام
December 7, 2004   05:08 PM PST
 
امید همینه دیگه...شما که خدا شکر اهل فضلید...پس با امید باش تا سیلی روزگار نیز سهل و آسان شود...
ني آوا
December 6, 2004   04:49 PM PST
 
بزرگ شو ديگه دخمله.
پاييزان
December 6, 2004   05:26 AM PST
 
هيچ که نباشد، باران مي‌آيد لااقل ..
اشک مهتاب
December 5, 2004   12:49 PM PST
 
بازم زیبا بود
مثل شعرهای دیگه ای که
برای وبلاگ انتخاب می کنی
شاد و موفق باشی
MoteghayeR
December 5, 2004   10:16 AM PST
 
یعنی برف قراره بیاد دیگه
mohammad
December 4, 2004   11:35 PM PST
 
خيال خام به از غذای خام است .
Reza
December 4, 2004   09:00 PM PST
 
چه خيال ِ پاک ، بزرگ است..برتر از سيلی ِ روزگار
گرگ بارون ديده
December 4, 2004   02:39 PM PST
 
بي ترديد
با اميد

اين دو تا اصل كاره

هرگز، تأكيد مي كنم هرگز پايان خط نيست

چراغ ما هيچ وقت خاموش نميشه

قدرت مطلق زندگي ابدي هر كي جرأت داره بگه اينا دروغه

Leave a Comment:

Name


Homepage (optional)


Comments