دختر كولـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــي



Monday, December 13, 2004
در هياهوي صامت

به خاطر دارم صداي دل نوازت را
حس مي‌كنم دستان گرم و همراهت را
 مي‌جويم ثانيه‌هاي خالي انديشيدن به تكه‌هاي الفاظ شيرينت را
و هراسان ورق مي‌زنم لحظه‌هاي بي‌تو بودن را 
در پي‌ات مي‌مانم
تنها نمي‌دانم چشمهايم را ببندم يا كه بيدار؟
كه بيم از گم كردنت در رؤيا و بيدارم اظطرابم را صد چندان مي‌كند
اما مي‌دانم كه مي‌مانم برايت 


 


 

 

Posted at 09:53 am by koli
درد دل شما (3)  

Saturday, December 11, 2004
او رفت

دائي عزيزم كه طنز يار هميشگي كلامش بود رفت
و يك اتفاق بامزه بر سر مزارش
وسط روضه‌خواني آقاي روضه‌خوان
بلندگو بالكل قطع شد
و آن آقا مجبور شد از حنجره‌اش بيشتر مايه بگذارد
 مطمئنم كه كار خودش بود
اين عادت شوخي كردن را حتي بعد از رفتنش هم ادامه مي‌دهد

 

Posted at 02:09 pm by koli
درد دل شما (9)  

Saturday, December 04, 2004
خام خيال

چه غريبانه
دستهايم  در هوا
به انتظار مشتي محبت و عشق
بي حساب
بي دريغ
و چه دردناك است
سيلي روزگار
اما من
با همان خيال خام
دستهايم را رو به آسمان نگه مي‌دارم
بي‌ترديد
با اميد


 


 

 

Posted at 10:21 am by koli
درد دل شما (11)  

Tuesday, November 30, 2004
حافظ

خلوت گزيده را به تماشا چه حاجت است 

چون كوي دوست هست به صحرا چه حاجت است 

            جانا به حاجتي كه تو را هست با خدا          

آخر دمي بپرس كه ما را چه حاجت است







Posted at 09:45 am by koli
درد دل شما (10)  

Sunday, November 28, 2004
اما من هستم

چرا براي اينكه ديگران بدانند هستم بايد بجنگم
براي فكرهايم
براي شكل زندگيم
براي اصليتم
چه چيز را بايد ثابت كنم
اينكه من هم حقي دارم ؟
مگر طبيعي نيست ؟
مگر ندارم ؟
ديگر خودم هم چيزي نمي‌دانم
بعضي اوقات بدم نمي‌آيد سايه باشم
بي‌رنگ باشم
نبينند مرا
و گاهي از اينكه ديده نمي‌شوم مي‌رنجم
و باز نمي‌دانم
اين آنهايند كه تكليفشان را نمي‌دانند
يا خود من ؟


 

 

Posted at 03:57 pm by koli
درد دل شما (5)  

Thursday, November 25, 2004
كولي جان تولدت مبارك

دخترك شب تولدش هم تنها كنج خانه نشسته
نه اما غمگين

 

Posted at 05:39 pm by koli
درد دل شما (15)  

Wednesday, November 24, 2004
باران

خبر فوت دوست ناديده‌امان «باران » در كانادا دلمان را آزرد ... لابد بعضي‌هايتان وبلاگ «طعم نان خارجي»  را به خاطر داريد ... اميدوارم روحش شاد باشد
................
ملكان بهشتي كه به  نوازشت مي‌آيند را بخواه كسي  را به ياري كودكانت بفرستند
همه‌اش تو را مي‌خوانند ، باران

 

 

Posted at 09:42 am by koli
درد دل شما (5)  

Monday, November 22, 2004
بايد مي‌دانستم

اميد ديدنت دلم را بهاري كرده بود
مي‌دانستم كه شاديها دوامي ندارند
اما ديگر نه‌اينقدر كوتاه
راضيم به خوشحاليت
خودت خوب مي‌داني كه چقدر دلم برايت تنگ است
اما از تقدير هم گريزي نيست

چرا اينقدر شانه‌هايم سنگين‌ شده‌اند ؟


 

 

Posted at 09:22 am by koli
درد دل شما (8)  

Friday, November 19, 2004
دنياي بي سر و ته

يه ذره گيجي
يه ذره مريضي
يه ذره بداخلاقي
يه ذره فراموشي
يه ذره غم
يه ذره بدشانسي
...........................
 يه ذره از همه چيز
اما
يه عالم سؤال بي‌جواب
و
مــــــــــــــــــــن

 

Posted at 09:17 pm by koli
درد دل شما (6)  

Friday, November 12, 2004
گم گشته

دي شيخ با چراغ همي گشت گرد شهر               كز ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست

Posted at 06:19 pm by koli
درد دل شما (12)  

Next Page


<< December 2004 >>
Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
 01 02 03 04
05 06 07 08 09 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31

DanceAge.com MyAlbum


Blogroll Me!






Free Calendar from Bravenet.com Free Calendar from Bravenet.com



If you want to be updated on this weblog Enter your email here:



rss feed