Thursday, February 10, 2005
حالم زياد خوب نيست
هنوز انرژي اوليه را ندارم ولي رو به بهبودم
اين مواقع جان ميدهد براي فكر كردن
داشتم فكر ميكردم چقدر از شنيدن حوادث بد حالم به هم ميريزد
مثلا به طور ناخودآگاه از خواندن بخش حوادث روزنامه اجتناب ميكنم
و از ديدن فيلمهايي كه پايان غمانگيز دارند خسته ميشوم
و همينطور كتابهاي غمبار
هر كسي را كه ميبيني داستانها دارد برايت از غم زندگي
به خودم گفتم :ببينم بلدي از مشكلاتت كميك بسازي ؟
فكر كردم ديدم آنوقت ميشود سراسر زندگي را يك داستان كمدي بزرگ تشكيل دهد
مدتي است دارم از لحظههاي مكدر در ذهنم كمدي ميسازم
تمرين خوبي است ... ميشود رويش كار كرد
Posted at 01:22 pm by
koli
 |  |  |
کرم دندون February 14, 2005 11:09 AM PST
1-ولنتاین مبارک
2- مثل همیشه عالی بود ... |
 |

 |  |  |
shahin February 14, 2005 10:55 AM PST
سلام خوبی؟؟
چه کارا که نمیکنییییییی !!
مثل چند ماه قبل من شدی
منم تا چند وقت ÷یش اشکم دم مشکم بود
D:
برات آرزوی روزهای بهتری رو دارم |
 |

 |  |  |
bsaropa February 13, 2005 07:43 PM PST
سلام مجدد
شرمنده از سو تفافهمی که پیش اومد اشتباه از من بود شما ببخشید.
شاد باشید |
 |

 |  |  |
Leila February 13, 2005 11:17 AM PST
فکر خیلی خوبیه دوست عزیز اگه راهش رو پیدا کردی به من هم یاد میدی؟ |
 |

 |  |  |
bsaropa February 13, 2005 10:43 AM PST
سلام مجدد عزیز از مسخره کردنت ممنونم!! |
 |

 |  |  |
bsaropa February 12, 2005 10:44 PM PST
سلام.
چه ایده ی خوبی کمیک ساختن از مشکلات به نظرم اگه تو وبلاگت هم ساخته های ذهنت رو بنویسی جالب تر هم میشه..
شاد باشی |
 |

 |  |  |
tanha February 12, 2005 07:49 PM PST
کار جالبي ... وقتي هيچ چيز نداشتم که باهاش خوش باشم انجامش دادم!و مي دم... |
 |

 |  |  |
hale February 12, 2005 07:14 PM PST
سلام من یکی از اون امهایی هستم که یک مواقعی که حالم بده میام به وبلاگت سر میزنم و حالم خوب میشه نوشته هاترو دوست دارم و امیدوارم زودتر حالت خوب بشه خودت خوب میدونی که هیچ یزی بیعلت نیست دوست دارم به ما سر بزن |
 |

 |  |  |
payam February 12, 2005 04:33 PM PST
چی شده؟خدا بد نده؟بلا دوره ایشالله...امیدوارم بهبودی بزودی زود حاصل بشه....آخ گفتی...ذدی تو خال...آی میشه از داستانهای غم انگیز زندگی کمیک ساخت و خندید...آی خدا من چقدر داستانهای کمیک در چنته داشتم و خودم نمی دونستم..مرسی |
 |

 |  |  |
لات اینترنتی February 12, 2005 01:56 PM PST
خب آره دیگه ... کلا بایس بی خیال غم و این صوبتها شد |
 |

 |  |  |
Note On Nothing February 11, 2005 09:13 PM PST
غم از جمله خواص زندگی مادی است، همیشه جایی در زندگی داره. گاهی در گوشه ای پنهانه و گاهی در میانه جولان می ده. از این گریزی نیست اما مسئله نحوه مواجه شدن با اونه. |
 |

 |  |  |
Name February 11, 2005 08:01 PM PST
قصد بی احترامی ندارم ولی این کامنت دوستت که نوشته ادامه بده تو میتونی خیلی با نمک بود...مثل این دیالوگهای سریالهای تلویزیونی:))....ولی حالا جدا از اینها ...زمان مریضی..مخصوصا وقتی از لحاظ جسمی خیلی تحلیل پیدا میکنیم زمان خیلی خوبی هست برای ارامش روحی و سبک شدن...من که اینجوری میشم معمولا....و اینجور موقعها هم به قول تو کار خوبی نیست تو غم و منفی بافی رفت...چون ناراحتی روحی هم بهش اضافه میشه....در هر حال ارزو میکنم بهتر بشی و شادمان...هیچ چیزی مثل سلامتی و شادمانی نیست |
 |

 |  |  |
saeed February 10, 2005 08:54 PM PST
edame bede ! to mitooni ... |
 |

 |  |  |
اشک مهتاب February 10, 2005 05:05 PM PST
سلام و خسته نباشی
مدتی بود نتونسته بودم وبلاگت رو بخونم
ولی الان دارم تک تک اونایی که ندیدم رو میخونم
ولی کاش احساس خستگی نکنی
همیشه شاد و موفق باشی |
 |