دختر كولـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــي



Friday, March 04, 2011
روزهاي سخت

وقتي كه ديگر فكر ميكني دارد تمام ميشود درد

آنوقت مي‌آيد از راه  رنجهايي كه نكشيده‌اي هرگز

و به خود ميگويي اي كاش به همان قبلي‌ها خو كرده بودم

اي كاش آنهمه غُر نميزدم

اي كاش ... اي كاش

...........................................

و تو ميماني و اي كاش‌هاي مكرر


Posted at 09:28 am by koli
درد دل شما (2)  

Saturday, August 21, 2010
George Bernard Shaw

The only man I know who behaves sensibly is my tailor; he takes my measurements anew each time he sees me. The rest go on with their old measurements and expect me to fit them.

Posted at 10:33 am by koli
درد دل شما (2)  

Wednesday, August 18, 2010
دوباره سلام

آمدم يك چيز بگويم و بروم. دلم براي اينجا و نوشتن تنگ است. امروز اتفاقي مرا ياد اينجا انداخت. خود اتفاق به تنهايي جالب نبود. نتيجه‌اش يك مشاجره و دلگيري و اينها. ولي ياد اينجا و خلوتكده‌ام را برايم زنده كرد. قول ميدهم بيشتر بيايم. دلم براي همه تنك است.


Posted at 04:17 pm by koli
درد دل شما (4)  

Monday, July 20, 2009
عاشقیت

کاش هنوز جانی بود

میشد از عاشقیت نوشت


Posted at 06:23 pm by koli
درد دل شما (13)  

Wednesday, April 29, 2009
رنج در غربت

از اضطرابی پنهان که گاه و بیگاه، بی حساب و کتاب به سراغش می آید میرنجد
گاه حتی گریه راه نفسش را بند می آورد

من که از دردی مدام به خود پیچیده ام گاه حتی عاجزم از بیان کلامی التیام بخش به او
اما هر بار با شوخی یا لبخندی یا مثالی که حاکی از همدردیست، وجدانم را آرام میکنم که دست کم تلاش کرده ام ... اما خوب میدانم این راهیست که هیچ کس به جز خود او نمیتواندمسیرش را تغییر دهد

اینبار گفت مادام گرگه را که خواندی یاد من بیافت
و من شتابزده ام تمامش کنم تا که عاقبت راز این تشویش برایم فاش شود

Posted at 06:09 pm by koli
درد دل شما (5)  

Tuesday, April 21, 2009
من ِ حالا

من وقت ندارم
چون کار ندارم

من دکتر نمیروم
چون درد نمی گذارد

من غذا زیاد می خورم
چون پول ندارم

من تفریح نمی کنم
چون خسته هستم

من بیشتر می خوابم
چون زیاد فکر میکنم




 

Posted at 04:26 pm by koli
درد دل شما (6)  

Wednesday, April 15, 2009
گذشته هایم

روزهائی بود که می توانستم بدوم
روزهائی که بی درد میتوانستم بنشینم
روزهائی که راه رفتنم وظیفه نبود
روزهائی که موهایم سفید نبود
روزهائی که تنها نبودم
روزهائی که موهای بافته مادربزرگ را که نوازش میکردم
آرزو میکردم نوه هایم همانقدر موهایم را دوست داشته باشند
هه ... خیال خام

روزهائی بود که آرزوهایم زیاد بود
روزهائی که میشد آرزو داشت
میشد نخندید به آرزوها
میشد باور داشت به تمام شان

روزهائی که اینهمه درد نبود

آن روزهایم رفته اند
خاطره شان باقیست

میدانم میآید روزی که دیگر همه شان از یادم رفته اند
پس خوشم با خاطراتش

Posted at 01:35 pm by koli
درد دل شما (1)  

Wednesday, April 01, 2009
تمام شد

آن صبو بشکست و آن پیمانه ریخت

تمام شدم و تمام شد

امروز به تنهائی ام می گریم

تا روزی که کمر راست کنم

Posted at 07:28 pm by koli
درد دل شما (1)  

Thursday, March 12, 2009
واژگون

نمیدانم بر کدام چاه باید فریاد زنم
در  ِ کدام خانه را بکوبم
بر کدامین شانه بگریم
به کدام سوی بنگرم
تا ویرانگیم سامان بگیرد
تا واژگونگیم استواری یابد
تا دردم درمان شود
مشعل به دست توست
یا بسوزان جانم را
یا منور کن راهم را


Posted at 03:21 pm by koli
درد دل شما (2)  

Sunday, January 11, 2009
از نو

باز از سر نویم نمی آید

باز روز از نو و روزی از نویم نمی آید

دوباره از اولم نمی آید

هیچ، دوباره ام نمی آید

همین را ادامه دادنم می آید

ادامه دادن تا تمام شدنم می آید

تمام شدنم می آید


Posted at 01:01 pm by koli
درد دل شما (2)  

Next Page

   

<< January 2012 >>
Sun Mon Tue Wed Thu Fri Sat
01 02 03 04 05 06 07
08 09 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31

DanceAge.com MyAlbum


Blogroll Me!






Free Calendar from Bravenet.com Free Calendar from Bravenet.com



If you want to be updated on this weblog Enter your email here:



rss feed